دلم گرفته.............

دلم گرفته از تمام آدما از همه ی کسایی که یه ذره احساس ندارن.
از کسایی که خودشونو بهترین دوست انسان جا می زنند ولی نمی تونن احساس یه آدم درک کنن.
نمی دونم شاید من احساس ندارم که از ته دلم دوسشون دارم.
چقدر دردناکه وقتی کسی اشکاتو ببینه و راحت از کنارشون گذر کنه.
چقدر دردناکه که کسی کوچکترین نگاهی به تو نمی اندازه.
چقدر دردناکه کسی نمی یاد ازت بپرسه چرا چشمانت قرمزه.
چقدر سخته دیدن آدمایی که فقط برای خودشون زندگی می کنن. و حتی به حاله اون طفله گریان فکر نمی کنن.
وای خدا من تا کی باید تحمل کنم.
من نیاز به کسی دارم که با من باشه .
ولی کو؟
تنهایی و تنهایی.
همه منو ترک می کنن.
آخه مگه من چیم یه دختری که روز و شبش اشکه.
آهای آدما چرا فقط خودتونو می بین.
منم هستم منم احساس دارم منم نیاز به یه همدم واسه خودم دارم.
ولی چرا همه از من می گذرید.
خدایا همیشه حرفهایم را به تو زدم پس اینبارم به خودت می گم. آیا دختر دیگری به تنهایی من آفریدی.
که هیچ کس به او توجه نکند.
و مثل خاکی که زیر پاهاشون له می کنن با حرفها و اعمالشون لهش کنند.
ای خدا دلم از درد داره می ترکه.
هر زور بر دردهایم افزوده می شه اما هیچ کس حس نمی کند که من در این دنیا دارم
رنج می بینم.
بازم تو خدا![]()




